دانلود رایگان رمان ثمره انتظار از زبان میثاق و ثمره بیان میشود و از دیدگاه آندو به روایت داستان میپردازد. ثمره دختریست که از کودکی ناف بر میثاق شده. میثاق نیز یک سالن زیبایی اندام دارد و عاشقانه ثمره را دوست دارد. این در حالی است که ثمره میثاق را به عنوان پسر عمه دوست دارد نه یک عشق.
رمان ثمره انتظار پدر بسیار غیرتی دارد بطوریکه حتی درس خوندن را بعد از ۳ راهنمایی برای ثمره لازم نمیداند ولی میثاق به خاطر اینکه میداند ثمره درس را دوست دارد واسطه میشود و اجازه درس خوندن ثمره را از پدر میگیرد میثاق نیز بسیار غیرتی است و همه جا ثمره را تعقیب میکند و وقتی که پسری به ثمره متلک میگوید پسر را در حد مرگ میزند و به ثمره نیز تهمت میزند که رفتار تو درست نیست که به تو متلک میگویند این درگیریها ادامه دارد تا اینکه.…
بخشی از دانلود رایگان رمان ثمره انتظار
پوزخندی زدم و گفتم
– خوبه خودت بهتر میدونی که همه کاره منم مسئول تو منم شوهر تو منم مالک زندگی تو منم پس مثل بچه ی آدم حرف گوش کن و به کاری نکن شاکی بشم و نذارم درستو بخونی….. می دونی که دایی رو حرف من حرف نمی زنه تا اینجا هم که خوندی به خاطر گل روی من بوده… هر چند اونقدر نمک نشناسی که یه وقتهایی از این که وساطتتو کردم از دست خودم شاکی میشم.
دندوناشو رو هم سایید و روشو ازم برگردوند….. خودمم از این لحن صحبت کردن خوشم نمی یومد ولی اگه جلوش در نمی اومدم کار خودشو میکرد سرتق و خودسر بود و حرف کسی مخصوصا …. منو نمی خوند
به نیم رخ عصبانیش نگاه کردم… دلم پر شد از مهرش… وقتی این جوری ساکت می شد و لب ورمی چید میخواستم یه لقمه ی چپش کنم
ثمره به صورت معمولی داشت ابروهای دخترونه چون تو خونواده ی ما دختر جماعت حق ابرو ور داشتن نداشت هر چند….. بعضی ها زیر آبی میرفتن و فکر می کردن ماها نمی فهمیم.
آره داشتم میگفتم….. به بینی گوشتی معمولی که تو صورتش مینشست نه خیلی بد بود نه خیلی عالی…… چشم و ابروی مشکی و پیشونی نه بلند ونه کوتاه. تنها چیزی که مشخصه ی صورتشه….. لبهای درشتش بود…… نمیگم قلوه ای…. چون نبود…. فقط می تونستم صفت درشت رو به کار ببرم صورتش خیلی عادی بود…. حتی اون لبهای درشت هم نمی تونست جز من دیگه ای رو جلب کنه
کس دیے ولی هیکلش وای
… به معنی واقعی کلمه… چهارشونه و قد بلند بود فکر
رمان ثمره انتظار تخت سینه ی پهن و بازوهای عضلانی که وقتی که و متاسفانه این کار جزو عادات لاینفک ثمره بود.
میکرد و من شدیدا از این کار حذر می
میکنم قدش حداقل صد و هفتاد دست به سینه میشد چشمها رو از پایین تنشم حرف نمی زنم که ناخودآگاه کردم.
هیکل ثمره درجه یک بود….. نه اینکه فکر کنی یه زن گنده ی آفر و ذهنت بیاد نه… یه دختر ایرونی رو ببین با یه هیکل بی نقص عضلانی که وقتی با به گردن خوش تر همراه بشه میشه معنی کلمه ی ثمره. لعنتی…… هر وقت که تو خیابون راه میرفت تمام چشمها به سمتش می چرخید. حتی با همون تی ساده و معمولی هم طرفدار داشت. هر چند اونقدر جذبه پشت اون چشم و ابرو خوابیده بود که همه درحد چند تا متلک بهش نزدیک میشدن ولی خوب اینم یه نوع مزاحمت بود دیگه ……. که متاسفانه برام آروم و قرار نمی ذاشت.
بیوگرافی مریم ثروت :
رمان ثمره انتظار مریم ثروت معروف به moon shine نودهشتیا، ۳۶ ساله ساکن تهران میباشد. در سال ۱۳۸۹ اولین کتابش «دنیا پس از دنیا» با موضوع ای عامه پسند با بازخوردهای خوبی از طرف مخاطب مواجه شد و بعد از آن با کتابهای «ثمره انتظار» و «قتل سپندیار» کاملاً برای مخاطب شناخته شد. بیشتر کتاب های خانوم ثروت به معضلات اجتماعی و مشکلات زنان می پردازد.
کتاب های «به نجابت مهتاب» و «آبرویم را پس بده» با هدف فرهنگ سازی و هشدار به نوجوان نوشته شده و برای نسل جدید پیشنهاد میشود. از جمله کتاب های متفاوت خانم ثروت میشود به «گاد فادر» با مبحث قاچاق انسان، «چادرت را می بویم» با مبحث تفاوت نگرش ها و کتاب «غرب، وحشی آرام» با قلمی متفاوت اشاره کرد.
این مطلب رمان ثمره انتظار در دستهبندی داستان و رمان, کتاب های رایگان در سایت اینتربوک منتشر شده است.
