دانلود رایگان کتاب اقبالنامه سپاس و ستایش خدایرا که بندۂ ناچیز خود را فرصت و توفیق داد تا تصحیح و شرح عبارات خمسه نظامی گنجوی را بپایان ببرد و برای جویندگان ادب گنجینه ای بیادگار گذارد. هیجده سال به این کار پرداختم و پیچیدگیهای لفظی و معنوی را با مطالعه نسخه های خطی متعدد گشودم. اگر توضیحاتی را که برای مثنوی های نظامی نوشته ام جمع کنند و در کنار هم قرار دهند فرهنگ نامه ای کم نظیر خواهد بود.
زیرا در شرحها از دانش ریاضی و فیزیک و شیمی و پزشکی و نجوم و روانشناسی کمک گرفته ام و علاوه بر آن عادات و سنن و اعتقادات مردم زمان نظامی را هم از نظر دور نداشته ام. بجرأت می توان گفت خمسه نظامی دایره المعارف تاریخ اجتماعی قرن ششم جمعی است که د رآذربایجان و شهرهای شکی و شروان و گنجه زندگی میکردهاند. نظامی با تصویر زندگی عامه محبوبیت بزرگ بدست آورده است. شعر او آیینه تمام نمای اجتماع آن روزگار است. و هر کس که در آن نگریسته تصویر خود را یافته است و همین اشتراک معنوی خواننده و شنونده را عاشق آثار نظامی کرده است. نظامی این نکته را می دانسته و اشاره ظریفی دارد.
دانلود رایگان کتاب اقبالنامه
نظامی گنجوی، شاعر داستانسرای ایرانی، مثنوی اسکندرنامه (İskendernâme) را در آخرین سالهای قرن ششم سرود. این مثنوی شامل دو بخش به نامهای شرفنامه و اقبالنامه است. او در سرایش اسکندرنامه از منابع و مطالب گوناگونی که دربارهی اسکندر نقل میشد، استفاده کرد تا اثر خود را خلق نماید.
اقبالنامه که با نام خِرَدنامه نیز شناخته میشود، حاوی داستانها و افسانههایی دربارهی شاهان و افراد مشهوری همچون ارشمیدس است و با ماجراهایی دربارهی اسکندر و مواجههی او با سقراط و دیگر حکیمان ادامه مییابد. نظامی گنجوی در اقبالنامه به ذکر گفتارهایی از مشاهیری مانند ارسطو، والیس، سقراط، هرمس، بلیناس و دیگر افراد سرشناس آن دوران پرداخته و در پایان اشعاری در مدح ملک عزالدین مسعود ابن ارسلان سروده است.
کتاب اقبالنامه: قصهی خواندنی اسکندرنامه نظامی توسط محمد رمضانی برای گروه سنی نوجوانان بازنویسی شده و همراه با معنای لغات دشوار و مفهوم ابیات، در اختیار خوانندگان قرار گرفته. کتاب پیش رو همچنین شامل نقاشیهایی با تصویرگری راحله برخورداری است که مطالعهی آن را برای نوجوانان تبدیل به تجربهای لذتبخش میکند.
کتاب اقبالنامه: قصهی خواندنی اسکندرنامه نظامی به عنوان یکی دیگر از آثار مجموعهی تازههایی از ادبیات کهن ایران توسط انتشارات پیدایش به چاپ رسیده و نسخهی الکترونیک آن از طریق وبسایت کتابراه در دسترس علاقهمندان قرار گرفته است.
کتاب اقبالنامه: قصهی خواندنی اسکندرنامه نظامی مناسب چه کسانی است؟
دانلود رایگان کتاب اقبالنامه نوجوانان علاقهمند به آثار کلاسیک ادبیات ایران از خواندن کتاب اقبالنامه: قصهی خواندنی اسکندرنامه نظامی بهره خواهند برد. همچنین خواندن این کتاب به افرادی که تمایل دارند اشعار و حکایات نظامی گنجوی را با توضیحاتی ساده مطالعه کنند، پیشنهاد میشود.
با نظامی گنجوی بیشتر آشنا شویم
جمالالدین ابو محمد الیاس ابن یوسف ابن زکی ابن مؤید، مشهور به نظامی گنجوی (Nizami Ganjavi) یا حکیم نظامی، شاعر و داستانسرای قرن ششم هجری، متولد شهر گنجه است. او را از پیشگامان داستانسرایی در ادبیات پارسی میدانند. نظامی در سرایش شعر سبک منحصر به خود را دارد و تأثیر او بر شاعران پس از وی کاملاً آشکار است. اطلاعات دقیقی از نحوهی زندگی نظامی در دست نیست، اما از اشعارش به خوبی پیداست که از علوم رایج در آن دوران مانند نجوم، فلسفه، فقه، ادبیات عرب و …سررشته داشته و به تمام آنها مسلط بوده است.
حکیم نظامی تمام عمر خود را در زادگاهش بود و رغبتی به سیر آفاق نداشت. «خمسه نظامی» یا «پنج گنج« که یکی از مهمترین آثار در قلمرو داستانهای غنایی به شمار میآید، شامل پنج مثنوی با این عناوین میباشد: «مخزنالاسرار»، «خسرو و شیرین»، «لیلی و مجنون»، «هفت پیکر» و «اسکندرنامه» که خود شامل دو بخش «شرفنامه» و «اقبالنامه» است. تاریخ وفات او بین سالهای 607 تا 612 هجری قمری ثبت شده و آرامگاهش در شهر گنجه در جمهوری آذربایجان کنونی قرار دارد.
در بخشی از کتاب اقبالنامه: قصه خواندنی اسکندرنامه نظامی میخوانیم
اسکندر از تخت سلطنتش پایین آمد و به پشتبام رفت. آن جا کمی قدم زد اطراف را نگاه کرد و دشت و صحرا را از نظر گذراند. در دوردست چوپانی گوسفند میچراند. چوپان، پیرمردی دانا و عاقل به نظر میرسید که هم کلاه سفید بر سر داشت و هم موی سرش به سفیدی میزد.
در آن پستی از بام قصر بلند
شبان دید و در پیش او گوسفند
همایون یکی پیر با فر و هوش
کلاه و سرش هر دو کافور پوش
در آن دشت میگشت بیمشغله
گهش در گیا روی و گه در گله
با دیدن، پیرمرد اسکندر احساس آرامش کرد. به قصر برگشت، بر تخت نشست و دستور داد چوپان را نزد او بیاورند. نگهبانها به صحرا دویدند و چوپان را نزد اسکندر آوردند. چوپان قبلا هم نزد سلاطین رفته بود و آداب حضور در قصر را میدانست. به محض ورود زانو زد و زمین را بوسید. اسکندر او را نزد خود خواند و گفت: «از قصههایی که در صحرا و بیابان شنیده و دیدهای برایم بگو!»
شبان گفت کای خسرو تختگیر
به تاج تو عالم عمارتپذیر
این مطلب کتاب اقبالنامه در دستهبندی کتاب های رایگان, شعر و ادبیات در سایت اینتربوک منتشر شده است.
