دانلود رایگان کتاب توپ مرواری در توپ مرواری بازگویی داستانی توپی که در میدان ارک قرار داشت و زنان (بر اساس باوری خرافی) برای آبستن شدن سوارش میشدند، بهانهی مرور بر مقوله قدرت از دوره صفویه تا دهه ۱۳۳۰ میشود. هر سطر این داستان اشاره به موضوعی تاریخی دارد، و هدایت برای بازگویی تاریخ به سلیقه خود، قالبی ابتکاری میآفریند. این نوشته لحنی افسانهوار و زبانی هتاک دارد. هدایت با نثر پختهی کلاسیکمآب خود نثر متون کهن را تقلید میکند. و با به کارگیری زبانهای عربی، ترکی و لهجههای گوناگون زبان فارسی به نوعی درهمآمیختگی عجیب از سرگذشتها و باورها دست مییابد. همه امور مهم را به شوخی میگیرد تا تابوها را بشکند و با خرافهپرستی مقابله کند.
پادشاه اندلس، کریستف کلمب را فرا میخواند تا به تسخیر بلاد تازیان رود. کلمب به جای رسیدن به عربستان، سرزمین آمریکا را کشف میکند و در آنجا توپ را مییابد. آن را با خود به پرتغال میآورد. کاشفان – مستعمرهچیهای بعدی – توپ را به جزیره هرمز میآورند. توپ، عامل استعمار، به مرور نشانهای از قدرت نظامی و جنسی میشود، و از ورای تاریخ آن، تاریخ رسوخ استعمار و بهرهوریهای آن از ناآگاهی و خرافهپرستی مردم شرق، بازگو میشود. وقتی سپاه دراویش (صفوی) جزیرهی هرمز را از پرتغالیها میگیرد، دختر البوقرق پرتغالی، توپ را با خود به هند میبرد. نادر توپ را از هند به ایران باز می گرداند.
برخورد هدایت به تاریخ، برخورد یک قربانی است که طبعا نمیتواند وقایع تاریخی را جدی بگیرد، بلکه از آن مضحکهای میسازد و عظمت آن را به سخره میگیرد. «وقایع تاریخ یک فاجعه یا رمان است که به تناسب مقتضياتِ وقت هر مورخی مطابق سلیقهی خودش از میان هرج و مرج اسناد تاریخی بهرهبرداری کرده است.»
دانلود رایگان کتاب توپ مرواری
ونسان مونتی نویسنده و محقق فرانسوی که نخستین کتاب را یک سال پس از مرگ هدایت به زبان فرانسه دربارۀ او نوشته است، در باب توپ مرواری ــ که گاه از آن به قضیۀ توپ مرواری یاد میکند ــ تصریح کرده است: «در قضیۀ توپ مرواری لحن صادق آنقدر خشن است و ناسزاها آنقدر بجا نثار شده است که کتاب به یک فحشنامۀ واقعی تبدیل شده است. به گفتۀ کسانی که آن را خواندهاند، به علت همین خاصیت توأم با کمی تندی و زیادهروی است که تا امروز چاپ این نسخۀ مهم خطی که از هدایت مانده، به تأخیر افتاده است» (ص ۸۵).
کتاب توپ مرواری چنانکه گذشت، هدایت نسخهای از توپ مرواری را در اختیار شهیدنورایی قرار داد تا شاید در پاریس منتشر شود؛ اما شهیدنورایی بهسبب بیماری شدید نتوانست آن را منتشر سازد. هدایت در نامۀ مورخ ۸ آذر ۱۳۲۷ به شهیدنورایی نوشته است: «نسخۀ توپ مرواری را به توسط [پرویز ناتل] خانلری فرستادم. ماشیننویسی آن را مدیون [تقی] رضوی هستم که از هر حیث کمک کرد.
کتاب توپ مرواری اما متأسفانه حروف ماشین تعریفی ندارد و رویهمرفته به غیر از چند مدل ماشین فارسی که سابقاً آلمانها میساختند (حداد کنتینانتال و غیره) همۀ ماشینهای فارسی حالش خراب است …
به هر حال، در صورتی که وسیلۀ چاپ فراهم شد، البته شرط اولش این است که کارت سفید خودم را دودستی به سرکار تقدیم میکنم، به این معنی که هر جور تغییرات و اصلاحاتی که صلاح دیدید، در آن بکنید تا همکاری[۱] تکمیل بشود، و همچنین ممکن است قسمتهایی از آن را که زیاد نفسی دارد، حذف و یا مطالبی به آن اضافه کنید. این متن با سابق به کلی فرق دارد و دیگر اینکه باید بدون اسم نویسنده چاپ بشود. اگرچه هر کسی آن را نسبت به من خواهد داد، اما خواص بسیار دارد» ( نامهها، ۲۲۱).
توپ مرواری یک توپ نظامی بزرگ بود که در میدان ارگ تهران قدیم، روبروی نقارهخانه قدیم، کار گذاشته شده بود. وجه تسمیه این توپ معلوم نیست اما برخی (کتیرائی، ۱۳۷۸) علت نامگذاری را چند رشته مروارید ذکر کردهاند که به دهانه توپ آویزان بوده است. نوشته حک شده روی توپ نام سازنده آن را اسماعیل اصفهانی و سال ساخت آن را ۱۲۳۳ (به امرفتحعلی شاه قاجار) ذکر کرده است. این توپ هم اکنون در مدخل ساختمان شماره هفت وزارت امور خارجه قرار دارد.
این توپ در فرهنگ عامه حائز اهمیت بوده است به نحوی که در دوران قاجار خرافات بسیاری پیرامون آن شکل گرفت و مردم برای گرفتن حاجتهای خود به آن توسل میجستند. صادق هدایت کتاب توپ مرواری را در انتقاد از خرافات رایج میان مردم در باره این توپ با توجه به اوضاع سیاسی و اجتماعی آن دوره نوشت.
طنز هدایت شدیدترین و نومیدانهترین جلوه خویش را در توپ مرواری مییابد. بخشی از این اثر در نخستین ماههای تابستان سال ۱۳۳۲ به صورت پاورقی هفتهنامه آتشبار انتشار یافت.
این مطلب کتاب توپ مرواری در دستهبندی کتاب های رایگان, داستان و رمان, شعر و ادبیات, ممنوعه در سایت اینتربوک منتشر شده است.
