دانلود رایگان کتاب دفتر خاطرات در زمانه ای که از عشق های اصیل و ماندگار شاید تنها بتوان در افسانه های کهن نشان گرفت، سخن از عشقی عمیق شنیدن، آن گونه که دفتر خاطرات روایت می کند، بر دلنشینی آن خواهد افزود. بیشتر به این دلیل که دفتر خاطرات افسانه ای کهن نیست، بلکه حکایت تعلقی واقعی و ماندگار است که قدمت آن عمر سه نسل دوام می آورد و در سال های پایانی قرن بیستم، همچنان تازه و شیرین و غبطه برانگیز جلوه می نماید.
کتاب دفتر خاطرات داستان جدال همیشگی جبر و اختیاری است که در طول تاریخ همواره ذهن انسان های حقیقت جو را به خود مشغول کرده است و گواهی بر فایق آمدن سرانجام عزم و اراده انسانی به هر مانعی که خود برامده از اختیار اوست. نیکولاس اسپارکس که با خمیر مایهای غنی و پایدار)و به زعم برخی تکراری( اثری دگرگون آفریده، با تحلیلی هنرمندانه از این واقعیت عینی بار دیگر به یادمان می آورد که در آستانه پایان قرنی که بحق باید آن را قرن معجزات اراده انسان نامید، سخن از” جبر” گفتن تا چه حد خام اندیشی و سطحی نگری است.
درباره دانلود رایگان کتاب دفتر خاطرات
دفتر خاطرات مبین اصالت استواری در راه نیل به مقصود است و بی شک عشقی که نویسنده با کمک رنگ و روغن کلمات و عبارات در بستر ذهن و خاطرات انسان ها به تصویر می کشد، تعلق برآمده از همین استواری است و البته در دوران حاضر شور انگیز و شایستهی الگو برداری. عشقی که مسوولانه ارزشهای والای انسانی را پاس می دارد.
کتاب اصول سخنرانی و فن بیان به روش TED
خلاصه کتاب دفتر خاطرات
رمان دفتر خاطرات صداي خفه ي گريه اي را از دور مي شنوم و دقيقا مي دانم صداي گريه چه كسي است.پرستاران متوجه من مي شوند.به روي يكديگر لبخند مي زنيم و سلام و احوالپرسي مي كنيم.انان دوستان من هستند و اغلب با يكديگر گفت و گو مي كنيم،اما مطمئنم خيلي دلشان مي خواهد از كار من سر دربياورند و بدانند هر روز دنبال چه كاري مي روم.در حال عبور پچ پچ انان را مي شنوم كه مي گويند:”باز هم دارد مي رود”،” خدا اخر و عاقبت ما را به خير كند”،اما هيچ يك مستقيم چيزي به خودم نمي گويند
کتاب دفتر خاطرات مطمئنم خيال مي كنند اگر به من حرفي بزنند،سر صبحي خلقم تنگ مي شود،و چون خودم را مي شناسم. دقيقه اي بعد به اتاق مي رسم.مثل هميشه در را براي من باز گذاشته اند.دو نفر ديگر هم در اتاق هستند و وقتي وارد مي شوم،هر دو به رويم لبخند مي زنند و با خوشرويي صبح به خير مي گويند.ابتدا درباره بچه ها و مدارس و تعطيلاتي كه در راه است صحبت مي كنيم.يكي _دو دقيقه اي هم در مورد صداي گريه حرف مي زنيم.به نظر مي رسد ديگر حتي صداي ان را هم نمي شنوند و حس شنوايي شان را در اين مورد از دست داده اند
لحظه اي بعد من هم همينطور مي شوم. سپس روي صندلي اي كه مثل خودم عتيقه شده است مي نشينم.انان كارشان را تمام كرده و لباس او را تنش كرده اند،اما او هنوز گريه مي كند.مي دانم كه بعد از رفتن انان سكوت برقرار مي شود.شور و هيجان صبح هميشه او را ناراحت مي كند و امروز هم استثنا نيست.بالاخره پرستاران افتابگيرها را بالا مي زنند و مي روند.پيش از رفتن ارام روي دست من مي زنند و لبخندي تحويلم مي دهند.منظورشان چيست،نمي دانم
دانلود رایگان کتاب دفتر خاطرات لحظه اي به او خيره مي شوم،اما او حتي نگاهي به من نمي اندازد.مي دانم دليلش اين است كه مرا نمي شناسد.من براي او بيگانه هستم.سپس نگاهم را از او برمي گيرم،سرم را خم مي كنم و در دل دعا مي كنم كه خداوند قدرت لازم را به من بدهد.من هميشه مومن و معتقد به خدا و قدرت دعا بوده ام،و صادقانه بگويم،ايمان و اعتقاداتم سوال هايي را برايم پيش اورده است كه بي برو برگرد بعد از مرگم جواب انها را مي خواهم. حالا اماده ام.
به جز عينكم،ذره بيني هم از جيبم بيرون مي اورم و انها را روي ميز مي گذارم تا دفترچه ام را باز كنم.دوبار بايد سر انگشتانم را با زبان تر كنم تا بخوبي بتوانم جلد دفترچه را ورق بزنم و به صفحه اول برسم.سپس ذره بين را بر مي دارم …
این مطلب کتاب دفتر خاطرات در دستهبندی کتاب های رایگان, داستان و رمان در سایت اینتربوک منتشر شده است.
