دانلود رایگان کتاب آخرین روز یک محکوم اثر ویکتور هوگو دربارهی مردی است که در قرن نوزدهم در فرانسه توسط گیوتین محکوم به مرگ شده است، در حالی که منتظر اعدام است، اندیشه و تفکرات، احساسات، و ترس خود را دربارهٔ اعدام مینویسد.
دانلود رایگان کتاب آخرین روز یک محکوم نوشتههای این مرد تغییر روحیهٔ خود را نسبت به جهان خارج از سلول زندان در طول زندان خود نشان میدهد و زندگیش را در زندان توصیف میکند. فردی که به اعدام محکوم شده است به شدت خواستار عفو و بخشش مردم است تا بتواند بار دیگر همچون یک شهروند خوب و به دور از جرم و جنایت به زندگی ادامه دهد، اما مردم به شدت از وی متنفر هستند و خواستار آن هستند که هر چه زودتر او اعدام شود.
در قسمتی از کتاب آخرین روز یک محکوم به اعدام میشنویم:
من محکوم به اعدامم… محکوم به اعدام…
من هر چه بکنم این اندیشه جهنمی همیشه در برابرم حاضر است و دست از سرم برنمیدارد، همچون هیولای مخوفی که از سرب ساخته باشند بر سنگ فرش مرطوب زندان رو به رویم نشسته و چنان حسود است که به تنهایی تمام اندیشههای آرام بخش و خیالات دلنشین را از سرم به در کرده است.
همواره مراقبم هست و هر وقت بخواهم سر برگردانم و یا چشم برهم نهم با دو دست سرد و منجمد و بیروح خود تکانم میدهد و نمیگذارد از یادش غافل شوم.
درباره دانلود رایگان کتاب آخرین روز یک محکوم
هوگو به عـنوان مـردی انساندوست که به سعادت بشر فکر میکند در آثـارش تـوانسته خود را جاودانه سازد و تـا جهان باقی است، نام و آثارش باقی خواهد ماند. آخرین روز یک محکوم یکی از نـوولهای ویکتور هوگو اسـت. البته به عظمت بینوایان گوژپشت نتردام و مـردی که میخندد نمیرسد اما هرچه باشد از ذهن مردی تراوش کرده که استاد بی بدیل سبک رمانتیسم است و قـلم جادویی دارد کـه بس ستودنی و تاثیرگذار است.
داستان «آخرین روز یک محکوم» پیرامون زندگی مرد محکومی است که به ساعات پایانی عمر خویش نزدیک میشود و هوگو از زبان او داستان را مینویسد.
سوالی که مطرح میشود این است که چرا هوگو این داستان را به گونهٔ اول شخص نوشته است. (یعنی خودش را به جای محکوم میگذارد.)
نویسنده در انتخاب روش نگارش داستان خود به گونهٔ اول شخص یا سوم شخص کاملاً مختار است اما برای نویسندگان باتجربه و پرکار انتخاب هر کدام از این روشها به ضرورت داستان باز میگردد.
در داستان «آخرین روز یک محکوم» ویکتور هوگو روایت اول شخص را انتخاب میکند. چرا از زبان شخصیت اصلی، داستان خود را مینویسد؟
کتاب آخرین روز یک محکوم دلیل اول برای آن است که داستان شخصیتمحور است. بیشک روایت سوم شخص، داستان را از زیبایی کنونی خود میانداخت. نویسنده میبایست مدام در بیان حالات روحی شرایط قهرمان داستان خود مینوشت که کار را بسیار خستهکننده میساخت. در روش دوم شخص هم همینطور.
اما زمانی که خود را به جای قهرمان اصلی قرار میدهد چاره ای ندارد که بهراستی خود را به جای او قرار داده و تصور کند تا آن تنهایی هراسآور را درک کرده و روی کاغذ آورد.
در «آخرین روز یک محکوم» وقتی شما داستان را میخوانید به دلیل قرارگرفتن به جای شخصیت اصلی داستان در واقع خودتان را در وضعیت او مییابید. (این من هستم که در زندان به سر میبرم و بهزودی جانم را خواهند گرفت؟!)
یکی از جذابیتهای داستان در آن است که پایان کار را میبینیم یعنی از سرنوشت شخصیت اصلی داستان آگاه میشویم. در حالی که در زندگی واقعی نمیدانیم سرانجام و سرنوشت ما چه خواهد شد. به همین دلیل پایان زندگی قهرمان داستان (هر داستانی) ما را به فکر فرو میبرد. (اگر به جای او بودم چنین سرنوشتی داشتم؟!)
وقتی داستان «آخرین روز یک محکوم» را میخوانید به زندگی خودتان فکر میکنید. (آه چه خوب که من جای این آدم نیستم.)
به این ترتیب شما از طریق این داستان با توجه به قلم قدرتمند هوگو در بیان حالات روحی و روانی شخصیت داستان به فکر فرو میروید. به خودتان و زندگی مینگرید و میاندیشید.
آخرین روز یک محکوم اثری است تاثیرگذار. چنان که در یادها خواهد ماند.
آیا ویکتور هوگو برای ترسیم این داستان به زندانهای مخوف پاریس قدم گذارده بود؟
آیا آن فضاهای تاریک و رنجآور را از نزدیک دیده بود؟
آیا شاهد اعدامی محکوم به مرگ بوده است؟
خواندن کتاب آخرین روز یک محکوم را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم
این کتاب را به دوستداران داستانهای هوگو پیشنهاد میکنیم. اگر از خواندن داستانهایی مثل مرگ ایوان ایلیچ اثر لئو تولستوی، قمارباز اثر داستایوفسکی و بیگانه نوشتهی آلبر کامو لذت بردید، این رمان را نیز دوست خواهید داشت.
درباره ویکتور هوگو و کتاب آخرین روز یک محکوم
ویکتور هوگو یکی از شاعران، داستاننویسان و نمایشنامهنویسان بزرگ پیرو سبک رمانتیسم فرانسوی است. هوگو بهعنوان یکی از بهترین نویسندگان فرانسوی شهرت جهانی دارد و آثارش به بسیاری از اندیشههای سیاسی و هنری رایج در زمان خودش اشاره کرده و گویی بازگوکنندهٔ تاریخ معاصر فرانسه است.
کتاب آخرین روز یک محکوم ویکتور هوگو، سومین پسر کاپیتان «ژوزف لئوپولد سیگیسو هوگو» (که بعدها به مقام ژنرالی نائل آمد) و «سوفی فرانسوا تره بوشه»، در ۲۶ فوریهٔ ۱۸۰۲ در بزانسون به دنیا آمد. هوگو بهشدت تحتنفوذ و تأثیر مادرش بود. مادر او از شاهدوستان و از پیروان متعصب آزادی بهشیوهٔ «ولتر» بود و تنها پس از مرگ مادر بود که پدرش، آن سرباز شجاع، توانست ستایش و علاقهٔ فرزندش را نسبت به خود برانگیزد.
سالهای کودکی ویکتور هوگو در کشورهای مختلفی سپری شد؛ مدت کوتاهی در کالج نجیبزادگان در مادرید کشور اسپانیا درس خواند و بعد در فرانسه تحتآموزش معلم خصوصی خود، «پدر ریوییو»، کشیشی بازنشسته قرار گرفت. هوگو در ۱۲سالگی، بهدستور پدرش، به پانسیون کوردیسیر وارد شد و بخش اعظم تحصیلات ابتداییاش را آنجا گذراند.
کتاب آخرین روز یک محکوم تکالیف مدرسه، مانع مطالعه و نگارش تصنیفهای ادیبانهٔ ویکتور نشد؛ او سرودنِ شعر را با ترجمهٔ اشعار «ویرژیل» شروع کرد و همراه با این اشعار، قصیدهای بلندی در وصف سیل سرود. با انتشار شعر بلند «شادی» که تصویری از لحظهلحظهٔ زندگی بود، به جمع شاعران پیوست. ویکتور هوگو توانست پیش از ۲۰سالگی، اولین قصهٔ بلند خود، یعنی کتاب «بوگ ژارگال» را منتشر کند و با انتشار این کتاب، به جمع ادیبان هم راه یافت.
این مطلب کتاب آخرین روز یک محکوم در دستهبندی کتاب های رایگان, داستان و رمان در سایت اینتربوک منتشر شده است.
